العلامة المجلسي
1365
حياة القلوب ( فارسي )
توان كرد ، ونهى كردند ايشان را از آنكه سحر كنند به سبب آنچه مىآموزند از براي مردم ، چنانچه طبيبى گويد : فلان چيز زهر است ودفع ضرر آن به فلان دوا مىتوان كرد ، چنانچه حق تعالى فرموده است وَما يُعَلِّمانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّى يَقُولا إِنَّما نَحْنُ فِتْنَةٌ فَلا تَكْفُرْ فرمود : يعنى آن پيغمبر امر كرد آن دو ملك را كه ظاهر شوند براي فرزندان آدم به صورت دو انسان وتعليم نمايند به مردم آنچه خدا تعليم ايشان نموده است ، پس ايشان به هر كه تعليم مىكردند طريق سحر وباطل گردانيدن سحر را مىگفتند به آن كسى كه از ايشان ياد مىگرفت كه : ما افتتان وامتحانيم براي بندگان كه أطاعت نمايند خدا را در آنچه مىآموزند وبه آن باطل گردانند سحر ساحران را وخود سحر سخن نكنند پس كافر مشو به كردن سحر وضرر رسانيدن به مردم وبه اينكه سحر را وسيلهء خود گردانى كه مردم را بخوانى بسوى آنكه اعتقاد كنند به آنكه تو به سبب سحر قادرى بر ميراندن وزنده گردانيدن وآنچه خواهى مىتوانى كرد در برابر خدا واين كفر است . فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُما ما يُفَرِّقُونَ بِهِ بَيْنَ الْمَرْءِ وَزَوْجِهِ فرمود : يعنى آموختند طالبان سحر از آنچه شياطين نوشته بودند در ملك سليمان ودر زير تخت أو گذاشته بودند ونسبت به أو مىدادند از سحرها ونيز نجات وآنچه نازل شده بود بر هاروت وماروت از اين دو صنف مىآموختند چيزى چند را كه به آنها جدائى مىافكندند ميان مرد وجفت أو ؛ واينها امرى چند بود كه مىآموختند براي ضرر رسانيدن به مردم كه جدائى مىانداختند ميان مردم به حيلهها وتخييلات ونمّامى كردن وچيزها كه مىنوشتند ودر جاها دفن مىكردند كه دوستى ميان دو كس بهم رسانند يا عداوت ميان دو كس بيندازند . وَما هُمْ بِضارِّينَ بِهِ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ اللَّهِ « 1 » فرمود : يعنى نبودند آنان كه اينها را مىآموختند ضرر رسانندهء احدى را مگر به آنكه خدا ايشان را به خود بگذارد ومنع لطف خود از ايشان بكند به سبب بديهاى اعمال ايشان ، واگر مىخواست مىتوانست ايشان را قهر وجبر نمايد بر ترك آنها .
--> ( 1 ) . سورهء بقره : 102 .